تبليغاتX
فقط برای خودم
خستگی
 

خستگی یعنی هزار کار نکرده...

خستگی یعنی تیر ماه و امتحان و هنوز کتابهای نخونده...

خستگی یعنی عروسی و مهمونی های دوس نداشتنی...

خستگی یعنی حتی نداشتن حوصله برای آرایشگاه رفتن...

خستگی یعنی درگیریهای الکی و بیخودی...

خستگی یعنی وقت نداشتن برای خواهر کوچولو و غمناک شدنش...

خستگی یعنی صحبت های مامان و حواس پرتی من...

خستگی یعنی حتی حوصله گپ زدن های همیشگی با بابا نداشتن...

خستگی یعنی لبخندهای الکی و مصنوعی...

خستگی یعنی سکوت های طولانی...

خستگی یعنی خستگی!

2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 1:11 بعد از ظهر  توسط   | 

خسته
 

کسی که کنار پنجره سیگار می کشید خسته بود. آنقدر خسته که یادش رفت بعد از آخرین پک، سیگار را به پایین پرت کند نه خودش را...

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391ساعت 11:49 قبل از ظهر  توسط   | 

تولید مثل
رییس جمهور در پاسخ به درخواست مردم نوده برای شهرستان شدن نوده گفت: شما باید کسری جمعیت خود را جبران کنید. ماشاءالله قدیمی‌ها خیلی بهتر از شما در این باره کار می‌کردند.

بله از نظر آقای دکتر فقط باید تولید مثل صورت بگیره حالا قدیمها خیلی فعالتر بودن! جدیدی ها چی شده دیگه فعال نیستن ! آدم واقعا مونده بخنده به این وضع یا گریه کنه .

آخ که چقد همه چی مون به همه چیمون می یاد.

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 5:21 بعد از ظهر  توسط   | 

سکوت
 

بعضی آدمها حتی لیاقت ندارن مقابلشون سکوت کنی!

حتی عاجزن درک کنن که حرمت نگه داشتن نشانه لال بودن نیست.

2 نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 11:22 قبل از ظهر  توسط   | 

حلالیت
 

به بعضی ها از آدم ها هیچ فرصتی نباید داد حتی برای حلالیت طلبیدن. مخصوصا اون هایی که نردبونشون بودیم و آنچنان بالا رفتن که دیگه ندیدن با له کردن یکی دیگه بالا رفتن. مهم نیست که چقدر بالا میرن ولی من به این ایمان دارم که یه روزی آنچنان از اون بالا سقوط می کنن که دیگه کسی نیست دستشون رو بگیره!

2 نوشته شده در  دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391ساعت 10:57 قبل از ظهر  توسط   |