چهارشنبه سی ام مرداد 1387
امروز با خیال راحت مشغول تایپ کردن یک مطلب با فراغ بال! بودم و یک عالمه انرژی مثبت داشتم. یه مقدار زیادتر وبگردی کرده بودم و کلا مغز فندقیم تشعشع تولید می کرد که ناگهان در آخر مطلب و زمانی که من هنوز گزینه ثبت در وبلاگ را نزده بودم برق رفت. به همین دلیل بنده به هیچ وجه وزارت نیرو و فتاح که لایحه افزایش قیمت برق و به دولت داده! آدم هایی که در مصرف برق صرفه جویی نمی کنن! آدمهایی که به خاطر بی برقی اعتراض نمی کنن! آدمهایی که در این بی برقی ماشینشون رو با آب خوردن می شورند! انسانهایی که باعث آمدن وبا شدن! مشایی که برای هزارمین بار گفت با مردم اسرائیل دوستیم! مشرف که بدون اجازه من استعفا کرد! حدادی از نوع حامدش که خیلی در المپیک زحمت کشید! علی آبادی که می گه ما در المپیک ناکام نبودیم! دندونپزشکم که اینقدر ازم پول گرفته ولی دندونم دیروز شکست! این پسره پویا تو ترانه مادری! اون آقاهه که یه دفعه گلشیفته رو ممنوع الخروج می کنه! نماینده های مجلس که تعطیلاتشون از زمان کاریشون بیشتره! و یک عالمه ...
نمی بخشم - نمی بخشم - نمی بخشم
نوشته شده توسط ط . ی در ساعت 7:5 بعد از ظهر |
لینک
|
یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387
این بلاگفا هم مشکل روحی روانی داره. من پست گذاشتم حتی در تنظیمات خودم هم مطلب و نمی تونم ببینم.حالا این پست جهت سالم بودن اینجا ارسال می شود تا ببینم پست گمشده قبلی که کامنت دونیش هم مشکل داشت به کجا رفته!
*** افتخار آفرینی ورزشکاران ایرانی در المپیک رو واقعا از صمیم قلب تبریک میگم!
پ .ن.۱- این مطلب و که گذاشتم قبلیه پاک شد!
پ. ن.۲- اینم شعر پست درگذشته قبلی
ما بدهکاریم
به کسانی که صمیمانه ز ما پرسیدند
معذرت می خواهم چندم مرداد است ؟
و نگفتیم
چونکه مرداد
گور عشق گل خونرنگ دل ما بوده است ......... حسین پناهی
نوشته شده توسط ط . ی در ساعت 11:18 قبل از ظهر |
لینک
|
جمعه هجدهم مرداد 1387
یکی از برنامه های تلویزیونی که گهگاهی نگاه می کنم برنامه نود فردوسی پوره. برنامه نود یک برنامه چالشی تلویزیونی در مورد فوتبال است. فردوسی پور مجری بسیار مسلطی است. میهمانانی که دعوت می کنه به خوبی می شناسه. از ریز اتفاق هایی که در مورد اون شخص افتاده اطلاع داره و ...با کسی رودربایسی نداره. وقتی با علی دایی شروع به گفت و گو می کنه با وجودی که همیشه گفت و گوهاشون با کش مکش های فراوانی روبه روست و علی دایی هر چی دلش می خواد می گه و حتی در بعضی مواقع توهین می کنه ولی فردوسی پور خونسردیشو حفظ می کنه و با پاسخ هایی که به دایی می ده برنده گفت و گو می شه! و اینجا علی دایی است که به توجیه کردن در نقش یه بازنده ادامه می ده. به نظر من اوج برنامه فردوسی پور حضور صفایی فراهانی مغضوب در برنامه و دفاع از خودش بود. طوری که هیچ کدام از کسانی که تلفنی با برنامه تماس گرفتند و قصد توجیه کردن مشکلات به وجود آمده را داشتند نتوانستند کار به جایی ببرند. قصد من از گفتن این جملات فقط مقایسه این برنامه با برنامه های مثلا سیاسی و یا اجتماعی است. جایی که مجریان فقط آن چیزهایی که به آنها گفته می شود می گویند و دیگر هیچ...چرا در رسانه ملی در مورد سیاست و یا مسائل اجتماعی و ایضا هنری نمی توان به صورت بی پرده صحبت کرد. آیا گفتن موضوعات کوچک و روزمره و اتفاقاتی که در روزنامه ها هم نوشته می شود خط قرمز است... از صراحت برنامه فردوسی پور و اطلاعات دقیقش در مورد مسائل فوتبال چه در ایران و خارج از ایران لذت می برم درصورتی که بی سوادی مجریان سایر برنامه ها و گفت و گو های سفارشی و فرمایشی تلویزیون بسیار ناراحت کننده است. امیدوارم یه روزی فردوسی پورها در حوزه های دیگر رشد کنند.
جز تاسف خوردن در مورد این مطلب چه می توان گفت!
علمالهدي:آيا پرچمداري زن ايراني در المپيك، چيزي جز سرپيچي از فرمايشات معصومان(ع) است؟
نوشته شده توسط ط . ی در ساعت 1:12 بعد از ظهر |
لینک
|
چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387
خبرنگاري مثل ماده مخدره وقتي معتادش مي شي ديگه تركش خيلي سخته.
خبرها دارن نگارها رو از دست ميدن. به کجا می رویم؟
نوشته شده توسط ط . ی در ساعت 11:2 قبل از ظهر |
لینک
|
یکشنبه سیزدهم مرداد 1387
امروز سوار اتوبوس بودم که در چهار راه ولیعصر پشت چراغ قرمز ایستاد. داشتم بیرون رو نگاه می کردم یک دفعه دیدم یکی از این ماشینهای بنز پلیس کنار اتوبوس ایستاده و یکی از مامورها پیاده شد و خیلی سراسیمه این طرف و آن طرف رو نگاه کرد بعد همکارش رو از اون طرف چهار راه صدا کرد همکارش رفت کنار یه خانمی بعد دوباره آمد این طرف من فکر کردم اینها می خوان جانی ای، جنایتکاری، قاتلی قاچاقچی ای ، دزد مسلحی ای رو بگیرن که این چنین آشفته و جدی هستند. یه دفعه دیدم ماشین گشت ارشاد از پشت آمد و۲ تا از ماموران به سرعت به سمت خانمی رفتند عملیات آنقدر ناگهانی بود که فکر کردم اینها می خوان دزدان مسلح طلافروشی رو غافلگیر کنند ولی ... ناگهان دیدم یکی از ماموران مانتوی خانم رو به شدت کشید (طوری که مانتو یه دفعه از بدنش خارج شد) و سوار ماشین گشت ارشاد کردند و بردند! آیا این است طرح ارتقای امنیت اجتماعی؟ این گونه یک خانم رو گرفتن آن هم به خاطر حجاب واقعا پسندیده است؟ آیا سربازانی که دست این خانم ها رو می گیرن محرم هستند که به خودشون اجازه می دن دست آنها را بگیرند؟ سوالهای زیادی در ذهنم می چرخه. ولی به دور از سایر مسائلی که پیش می آید چه کسی پاسخگوی شخصیت خرد شده این خانمها و دختران است؟
این و خوندم مغزم سوت کشید!!!
دادستان زنجان: بین دو متهم دانشگاه زنجان صیغه محرمیت جاری شده است
نوشته شده توسط ط . ی در ساعت 11:15 قبل از ظهر |
لینک
|
شنبه دوازدهم مرداد 1387
شدیدا دوست دارم زودتر پاییز بیاد. یکی از فصلهایی که خیلی دوست دارم. اصلا سرما رو از گرما بیشتر دوست دارم. مسافرت زمستونی رو از تابستونی بیشتر دوست دارم! یخ بندون زمستون پارسال برام دلپذیرتر از گرمای تابستونه امساله! راه رفتن روی برگهای خزون شده برام آرامش بخشه. چند رنگی پاییز خیلی قشنگه! آسمون ابری که هر لحظه می خواد بباره! بوی بارون! همش و همش برام دلپذیره! خوردن چای بعد از قندیل بستن و آمدن به خانه! پنجشنبه ها و آش رشته خوری! گرمای خانه! همه ی این ها برام خیلی قشنگه. پاییز زیباست!
پ.ن.۱- از بعضی کامنتهای پست قبلیم متوجه شدم یه سری آدمها چقدر بی تفاوت هستند!
پ.ن.۲- نوشتن در مورد پاییز من رو دوباره یاد فیلم تنها دوبار زندگی می کنیم انداخت. من این فیلم و وقتی دیدم خیلی لذت بردم.
پ.ن.۳- امیدوارم تمام قسمت های بازی رضا کیانیان در فیلم همیشه پای یک زن در میان است اکران بشه و هیچ قسمتی حذف نشه چون به نظر من یکی از نقاط عطف فیلم بازی کوتاه و نقش جالب کیانیان در این فیلمه!
نوشته شده توسط ط . ی در ساعت 10:53 قبل از ظهر |
لینک
|
شنبه پنجم مرداد 1387
تکاپو و رایزنی ها برای انتخابات ریاست جمهوری آغاز شده. اصلاح طلبان گزینه خاتمی را همچنان روی میز دارند ولی خاتمی هنوز آمدن یا نیامدن را تایید نکرده است. با این حال عبدالله ناصری عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین از اعلام نامزدی خاتمی تا پایان تابستان خبر داده! صحبت های خاتمی در روزهای اخیر هم با آنکه چندان شفاف نیست ولی احتمال آمدن خاتمی را قوت بخشیده است . از آن طرف حزب اعتماد ملی شدیدا به دنبال این است که خاتمی حضوری در انتخابات نداشته باشد و کروبی ساپورت بیشتری شود. احمدی نژاد هم که یک پای انتخابات است و از الان با طرح تحول اقتصادی و نقدی کردن یارانه ها به دنبال ۴ سال بعد ریاست جمهوری است و به نظر من اگر یک سری از مردم ۲ بار پول به حسابشان ریخته شود به راحتی برای ۴ سال بعد به احمدی نژاد رای می دهند در حالی این افراد بعد از خرداد ۸۸ را نمی بینند و تصمیشان برای همان لحظه است! احمدی نژاد رای روستانشینان را هم دارد. عباس عبدی هم چند روز پیش گفته بود مردم برای رای نیاوردن هاشمی به احمدی نژاد رای دادند ولی برای رای نیاوردن احمدی نژاد به خاتمی رای نمی دهند. به نظر من چندان هم این جملات بی منطق نیست.البته نباید دراین بین از تلاش های بی وقفه قالیباف برای ریاست جمهوری گذشت.یکی از گزینه های مطرح که نسبت به ۴ سال پیش تجربه بیشتری کسب کرده قالیباف است. مخصوصا که قالیباف کارهایی که در شهردای می کند جلوی چشم مردم تهران است. اما تا وقتی که آن جمعیت خاموش که رای هایشان سوخت می شود همچنان خاموش بمانند امیدی به آمدن دوباره اصلاح طلبان نیست.اما یک نفر در این بین خیلی آرام است و به نظر من در زمان مورد نظر یکی از کاندیداهای اصلی می شود و آن شخص هم حداد عادل است که در حال حاضر خبر چندانی از او نیست ولی او یکی از کاندیداهای اصولگرایان می شود. باز هم نمی توان از این موضوع گذشت که ریاست جمهوری در ایران ۸ ساله است!
پ.ن. خاتمی بیاید یا نیاید؟
نوشته شده توسط ط . ی در ساعت 11:42 قبل از ظهر |
لینک
|
چهارشنبه دوم مرداد 1387
هر چی دلم می خواد این وب رو با امید به آینده و مطالب خوب و یا حداقل مشکلات مردم که هر روز بیشتر از دیروز میشه آپ کنم می بینم مشکلات خودم مگه می ذاره. به کسی که نمی تونم بگم حداقل اینجا می نویسم شاید آروم بشم.
امروز اومدم محل کارم دیدم به به چه گندی زده شده به کارم! زنگ می زنم به رئیسم می گم آخه آدم باید انقدر احمق باشه که ۲ مورد کوچیک رو از هم تشخیص نده و این جوری گند بزنه به کار و حال من.میگه باید خودت نگاه می کردی. می گم چی رو نگاه می کردم. همه چی شده بچه بازی. آقا زحمت به خودش نمیده از من بپرسه که این کاری که انجام می ده درسته یا نه!! حالا امروز همه ی این گندی که زده شده به گردن من می افته.
ولی یه چیزی رو فهمیدم . وقتی اشتباهی می کنن آقایون خیلی راحت زیر بار نمیرن یا گردن این و اون میندازن . ولی من با این که در کارم با دقت هستم ولی در بعضی مواقع اشتباه کردن اجنتاب ناپذیره.وقتی اشتباهی می کنم می پذیرم توجیهش نمی کنم. نمی دونم ما دخترا انقدر ضعیفیم که هر اتفاقی می افته گردن ما می اندازن یا این که این جامعه مرد سالارانه ما نمی خواد بفهمه که آهای آقایون اشتباهاتتون رو بپذیرید. یا اینکه شعور خانمها خیلی بالاست که سعی می کنن زیاد دهن به دهن این آدم های زبان نفهم نذارن.
ولی به خدا خیلی زور داره که من باید جواب اهمال کاری دیگران رو بدم.
پ.ن.۱- منظور این نوشته همه آقایون و یا خانم ها نیست. همیشه استثناء وجود دارد.
پ.ن.۲- قالب قبلی وبلاگم هم هر روز مشکل داشت ما هم عطاش و به لقاش بخشیدیم.
۴ مرداد - هر چی فکر کردم دیدم من از این قالب خیلی خوشم می آید و اصلا نمی تونم عطاش رو به لقاش ببخشم هر وقت هم اینجا فرمش به هم ریخته بود مشکل از قالبه!!! لطفا به گیرنده ها دست نزنید.
نوشته شده توسط ط . ی در ساعت 11:52 قبل از ظهر |
لینک
|