فکر کنم من هم با این سرما دچار خواب زمستونی شدم...
امروز آخرین روز پاییزه ... فصلی که دوست دارم و همیشه پر اتفاق ترین فصل سال برام بوده...
نمیدونم پاییز دیگری را می بینم یا نه ... نمی دونم پاییز بعدی هم برام خوشاینده یا نه ...
ولی هر چه هست زمستان دیگری می آید .... باز هم این عمر ماست که با هدف و بی هدف
به سرعت برق و باد می گذرد....
روزهای زمستونی خوبی در انتظار همه باشه...

نمی دونم چرا هر وقت رضاصادقی رو می بینم این احساس بهم دست می ده خدا اگه بخواد کسی رو به جایی برسونه هر جور بخواد این کار رو می کنه ولی واقعا از صداقت و صدای گرم و جوان دوست (البته به قول بعضی دوستان کوچه بازاری) صادقی نمی شه گذشت..
با شرایطی که رضا صادقی داره اما به نشان احترام به مردم چند تا قطعه رو ایستاده خوند...
البته در این کنسرت یاد ناصر عبدالهی هم با اجرای ناصریا توسط صادقی زنده شد...
امیدوارم شرایط طوری فراهم بشه که خواننده هایی که مورد علاقه مردم هستن اجازه کنسرت بهشون داده بشه و شخصی مثل رضا صادقی ۲ سال در ترافیک مجوز نداشتن کنسرت قرار نگیره...
همیشه وقتی با دوستانمون می شینیم دور هم و گپ می زنیم من جوگیر می شم و می گم اگه یه کار ایده آل و در آمد توپ در یه جای خوش آب و هوا برام پیدا بشه میرم .
ولی نمی دونم این تهران چی داره که ملت از شهرای خودشون کوچ می کنن و می یان اینجا! تهرانی ها هم از این جا نمي رن شهرستانها !
اگه يه كم از اين تهران تمركز زدايي بشه خيلي خوب ميشه.
پ.ن.۱- نمی خواستم دیگه در مورد سریال یوسف پیامبر بنویسم ولی یه اتفاقی که افتاد مجبور شدم بنویسم. در جالب ترین قسمت این سریال مشاهده شده از دهان بوتیفار از شدت سرما بخار بیرون می آید من بعید می دونم مصر جایی باشه که سرماش در حد بخار از دهان خارج شدن باشه!
پ.ن.۲- از خط به خط این نوشته لذت بردم سحابی؛ پررو یا بزرگوار؟
۲- امیدوارم کسی فیلم مجنون لیلی قاسم جعفری رو ندیده باشه چون واقعا معجون حال به هم زنیه!قاسم جعفری باید تمشک زرین فیلمفارسی سازی رو با تمام مخلفاتش دریافت کنه! یک نکته ای که از دیدن این فیلم کسب کردم بازی محمد رضا گلزار بود. گلزار به نظر من اگه کارگردان خوبی بالا سرش باشه نسبتا خوب بازی می کنه ولی اگه کارگردان خوبی بالا سرش نباشه انقدر مصنوعی بازی می کنه آدم می خواد بره خفه اش کنه.
پ.ن. این روزها باید فقط نفس کشید...
یک نفر در پست قبلی برای من یک نظر گذاشت که باعث شد چند سطری در این باره بنویسم. نظری که برای من گذاشته شده بود این بود.
میبینم که کم کم داره موضوعاتتون ته میشکه ؟ ...... کمی فکر قبل
از ارسال پست بدک نیست !؟
***
فکر می کنم یکی از بزرگترین مشکلاتی که در زندگی روزانه و یا حتی در کشورمون داریم عدم آگاهی یک شخص از اظهار نظری است که در مورد موضوعی می کنه! این موضوع رو هم در سطح کلان و در بین مسوولان می بینیم و هم در سطح خرد و بین اقشار مختلف مردم.
متاسفانه در حال حاضر می بینیم که اظهار نظر های نسنجیده در بعضی موارد چه هزینه های زیادی برای مملکت ما داشته است! صحبتهایی که نه سودی داشته است و اگر هم گفته نمی شد اتفاق خاصی نمی افتاد ولی وقتی گفته شد موضع گیری های گوناگونی در مورد آن صورت گرفته است!
نکته ای که به نظر من قابل تامل است عدم استفاده از آگاهی و منطق برای بیان صحبتها است! چه بهتر است وقتی چیزی را نمی دانیم در مورد آن اظهار نظری نکنیم!این موضوع در مورد وبلاگ خوانی هم صادق است.
وبلاگ یک فضای شخصی است! من اختیار این رو دارم هر چیزی رو که دوست دارم اینجا بنویسم! وبلاگهایی که دوست دارم بخوانم! هر جا که بخواهم نظر بگذارم!
ولی اصلی که این جا حاکم است احترام به دوستانی است که به این جا می آیند. من به عنوان یه خواننده وقتی به وبلاگی می روم بنا به اقتضای مطلبی که اون شخص نوشته برایش نظر می گذارم! ممکن یک روز شخصی دلتنگ باشه! یک نفر سیاسی نوشته باشه! یکی در مورد زنان! یکی از روزمره اش و ...نوشته باشد!
همه ما انسانیم و درگیر مسائلی هستیم که در کنارمان می گذرد! این جا فضایی است که حداقل می تونیم حرفامون رو راحت بزنیم! کم و بیش همدیگر و می شناسیم و نمی شناسیم... ولی نوشته ها احساسات را کاملا منتقل می کنند!
به نوشته های همدیگر احترام بگذاریم و اگر نمی توانیم این کار را بکنیم از کنار آن بگذریم.
تا ظهر یه کم کار می کنم و کم کم حوصله داره سر می ره و میرم تلویزیون و روشن می کنم!
کانال ۱- ای بابا این شجاعی مهر نمی خواد این برنامه خانواده رو بی خیالش بشه!
کانال ۲- یه برنامه خانواده دیگه که مجریه چنگی به دل نمی زنه!
کانال ۳- یه مسابقه مسخره که من از سالی که یادمه داره برگزار میشه!
کانال ۴- برفکش خیلی زیاد بود از خیرش گذشتم!
کانال ۵ -یه فیلم برنامه کودکی ( یکی از مشکلاتم اینه که برنامه های کودک الان و دوست ندارم. زمانی که ما بچه بودیم برنامه ها خوب تر بود.)
ما این تلویزیونمون همین ۵ تا کانال و می گیره و شبکه خبر نداره!
خب از خیر این تلویزیون بی برنامه گذشتیم! مثل که بزنیم اون طرف آب و هواش بهتره!
کانال ایران موزیک ماشاالله هزار ماشالله هر کسی که از مامانش قهر می کنه می یاد یه کلیپ می سازه و این کانال هم پخش می کنه! این تبلیغ مسابقه سید محمد حسینی رو هم هر از چند گاهی نشون می ده (هر کی از این مملکت خارج میشه عجب استعدادش شکوفا میشه). این جا صداها اورجینال نیست همه کپی شده از خواننده های دیگه است!
در این گیر و دار مامان می گه بزنید می خوام اخبار ببینم! (مامان من تمام اخبارها رو می بینه و بسیار شاکی میشه اگه یکی از اخبارهای تلویزیون رو از دست بده!)
من هم می گم مامان بی خیال فکر می کنی اخبار ما چی میگه! هر چی رو دوست داشته باشن می گن. هر چی رو هم دلشون نخواد بی خیالش می شن . تازه هر موضوعی رو هم بنا به اقتضائات زمان تغییرش می دن (این شاهکار در سریال پرستاران به اثبات رسید).
دوباره شب این کانال ها را عوض کردیم
کانال ۱ - یک میز مربع در حال برگزاری بود!
کانال ۲- گفت و گوی خبری
کانال ۳- ندیدم
کانال ۴- برفک
کانال ۵ - این شبکه تهران یه زمانی خیلی خوب بود ولی الان بیخود ترین شبکه است.
در پایان باید عرض کنم که یک شب تعطیل که ملت کنار خانواده نشستن و می خوان دور هم گپ بزنن و در کنارش یه برنامه ای ببینن! این تلویزیون هیچی نداره! پس بزن اون طرف!
۱- چرا شخصی باید وزیر کشور بشه که معلوم نیست این ثروت باد آورده رو از کجا آورده و چرا این مجلس هشتمی ها همه چی رو زیر آبی رد می کنن!
۲- فضای فوتبال ملی کشور مثل سابق دیگه هیجان نداره! من هیچ وقت یادم نمیره با چه شدتی بازی های ملی رو دنبال می کردم ولی الان فقط ترجیح می دم نتیجه رو بدونم! صدرا هم در وبلاگش به این موضوع اشاره کرده بود.
۳- یه شخصی که خیلی برام جالبه مشاییه! به نظر من این آقا خیلی اعتماد به نفس داره! هر کاری دلش می خواد می کنه! کارایی که اگر دیگران بکنن چه حاشیه های بزرگی خواهد داشت! ولی ایشون نه عذرخواهی می کنه و نه اشتباهش و قبول میکنه! بعد از یه مدت هم آبها از آسیاب می افته!چرا؟...
***
بعضی آدمها هرجا كه میروند، شادی میآفرينند
بعضی ديگر، هروقت كه از جايی میروند
اسكار وايلد
