تبليغاتX
فقط برای خودم

به دلیل پست قبلی مدتی از دنیای وبلاگستان دور خواهم بود!

روزهای خیلی خوبی برای همه در سال جدید آرزومندم.

نوشته شده توسط ط . ی در ساعت 1:5 بعد از ظهر | لینک 

مسافرت رفتن در عید به دلیل این که هوا خیلی عالیه یکی از برنامه های خانواده ماست

البته مسافرت رفتن برای عید در خانواده ما خیلی جالبه چون ما از اول اسفند برنامه ریزی می کنیم ... مثلا من چند وقتیه به بابام می گم بریم شیراز و اون طرفا بعد بریم جنوب ... هنوز چند دقیقه نگذشته می گم ... بابا شمال هم خیلی خوبه ها میریم سمت انزلی بعد از اونجا بریم سمت اردبیل و آب گرم و ...بعد دوباره هنوز چند دقیقه نگذشته می گم اصلا بیاید امسال بریم همدان ...

بعد جالب اینه که ما چون یک عدد روستا داریم و در آنجا هم خانه داریم و بسیار هم خوش آب و هوا می باشد اوایل عید می رویم آنجا و وجود همین خانه در آنجا خیلی خوبه چون ما تهران نیستیم و از پذیرایی مهمانان در تهران راحتیم ...

اما این مسافرت رفتن ما آخر سر به یک سفر چند روزه به شمال رفتن خلاصه می شود ... و یا اینکه به جای رفتن به آب گرم سرعین در حد رفتن به آب گرم محلات خلاصه میشه!

چون خانواده ما تا بیاد و به خودش بجنبه و برنامه ریزی کنه تعطیلات عید به پایان رسیده ...

و جالب ترین قسمت این قضیه جمله تاریخی بابامه که می گه من در خدمت خانواده ام!

چون میدونه ما انقدر لاک پشتی حرکت می کنیم که هیچ کدوم از اون برنامه ها عملی نمیشه!

نوشته شده توسط ط . ی در ساعت 2:20 بعد از ظهر | لینک  | 

دکتر به آذربایجان غربی رفته ...

این پنجاه و سومین سفر استانی رئیس جمهور  است و با احتساب اینکه مقدار زیاد زمان دیگری را نیز صرف حضور در سمینار ها و اجلاس های خارج از کشور کرده است و همچنین  سفر به کشورهای آمریکای جنوبی و کشف بسیاری از کشورهای کشف نشده در دستور کار بوده است و با توجه به اینکه نزدیک به ۳ سال و اندی از ریاست جمهوری ایشان می گذرد و زمان زیادی نیز صرف این سفرها شده است ... چه زمانی ایشان در تهران حضور داشتند تا مملکت را اداره کنند؟

در ضمن یک سفر استانی به تهران نیز داشتند!

 

نوشته شده توسط ط . ی در ساعت 2:28 بعد از ظهر | لینک  | 

 

هر چند به نظر من احمدی نژاد ۴ سال بعد هم رئیس جمهور است ولی خیلی برام جالبه بدونم کروبی با چه انگیزه ای قصد داره رئیس جمهور بشه ...

فرض کنیم رئیس جمهور شده ... مملکت و چه جوری اداره می کنه ...اگه یه دفعه سر هر موضوعی رگ غیرتش بگیره و بخواد نامه سرگشاده بنویسه چی میشه ...

تصور کنید ایرانی که رئیس جمهورش کروبی باشه ... دوران خنده داری خواهد بود.  

نوشته شده توسط ط . ی در ساعت 7:35 بعد از ظهر | لینک  | 

بال و پر ريخته مرغم به قفس

تا گشايم پر و بال

پر پروازم نيست

تا بگويم كه در اين تنگ قفس

چه به مرغان چمن مي گذرد

رخصت آوازم نيست

 ------

حمید مصدق


 پ.ن - این قالب وبلاگ یکی از مشکلات من شده ... یه مدت تحمل کنید تا من سر عقل بیام

 

نوشته شده توسط ط . ی در ساعت 11:15 بعد از ظهر | لینک  | 

بالاخره پنجشنبه بعد از مدتها بنا به اجبار مامانم مجبور شدیم که بریم خرت و پرت ها و کتابهای اضافه سالهای گذشته رو بازبینی کنیم و اون کتابهایی که دیگه به دردمون نمی خوره جدا کنیم...

کتابها و دفترها از دوران راهنمایی به بعد بود ...  یک سری از خاطرات اون دوران از لابه لای کتابها بیرون می اومد ...چقدر گل خشک شده ... چقدر اول و آخر کتابها و دفترهام دوستام برام نوشته بودن ...کنار این کتابهای خاک گرفته دفتر خاطرات و دفتر عقایدم (اون موقع که ما مدرسه می رفتیم از این دفترها درست می کردیم و خودمون و دوستامون به سوال هایی که تو اون دفتر نوشته شده بود جواب می دادیم) رو پیدا کردم ... و خوندم و چقدر خندیدم به عقاید ۱۶ سالگی ام ...چقدر برام جالب بود عقاید دوستانی که هر کدام الان به دنبال کار خودشون هستن ...دفتر خاطراتم هم برام جالب بود .. دوستانی برام نوشته بودند که من اصلا الان یادم  نمی یاد کی هستن! 

چقدر دیدگاه ها و طرز تفکرم عوض شده ... الان به اون موقع می خندم به دختر سرخوشی که عقایدش هم سر خوشانه بود ولی الان ... دلم تنگ نمیشه برای اون دوران ... چون اون دوران را خیلی خوب ازش استفاده کردم ......

ولی یه چیزی الان در ذهنمه

یعنی من در ۳۲ سالگی هم وقتی این جا رو بخونم به عقاید ۲۴ سالگی ام می خندم!

 

نوشته شده توسط ط . ی در ساعت 11:6 قبل از ظهر | لینک  |